ذبيح الله صفا
965
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كرمان بسر مىبرده ، به آن پادشاه صورت گرفته و بنابراين عبيد از دوران صبى تا آن ايّام كه چند سالى پيش از وفات او بوده و در درگاه سلاطين باحترام زيسته و در شمار مقدّمين رجال قرار داشته است و شايد بعلّت همين عزّت و احترام باشد كه او را با عناوينى كه پيش ازين ذكر نمودهايم ، ياد كردهاند . از آغاز زندگانى عبيد اطّلاعى نداريم ولى از آنجا كه وى بنابر تصريح حمد اللّه مستوفى از شعبهء ارباب صدور از خاندان زاكانان بوده است پس طبعا از اوان طفوليت به نحوى تربيت يافت كه بتواند در زمرهء اين گروه درآيد يعنى مسلما با خطّ و ادب و آداب و فنون دبيرى و علوم و اطلاعات عمومى كه در تمدن اسلامى رايج بود آشنا شده و آنها را با هنر شاعرى و نويسندگى همراه داشته است . وى خود مىگويد كه « از اوان جوانى بمطالعهء كتب و سخن علما و حكما اهتمام داشت » « 1 » و از آن پس نيز از مطالعهء آثار حكماى قديم و متأخّرين باز نمىايستاد « 2 » . از اشعار و آثار او نيز مراتب اطّلاعش از علوم زمان و از زبان و ادب عربى « 3 » آشكارست و همچنين از نسخهيى از كتاب الاشجار و الاثمار در احكام نجومى تأليف علاء منجّم بخارى كه بخطّ عبيد موجودست و او آن را براى استفادهء خود در محرّم سال 767 استنساخ نموده بود « 4 » ، معلوم مىشود كه بر علم نجوم وقوف داشته است . دولتشاه « 5 » نيز او را « مفخر الفضلا » و مردى خوشطبع و اهل فضل دانسته و گفته است كه « در فنون علوم صاحب وقوفست » . امّا اينكه نوشته است « در روزگار شاه ابو اسحق در شيراز
--> ( 1 ) - رسالهء صد پند ، از مجموعهء لطايف عبيد زاكانى ص 51 ( 2 ) - رسالهء صد پند ، از مجموعهء لطايف عبيد زاكانى ص 51 ( 3 ) - در كليات عبيد زاكانى ( ص 32 ) و قسمت اول از رسالهء دلگشا و موارد ديگر از كلياتش نمونههايى از شعر و نثر عربى او را مىيابيم . ( 4 ) - اين نسخهء نفيس در كتابخانهء ملى ملك موجود است و مرحوم عباس اقبال آشتيانى شرحى دربارهء آن در مقدمهء كليات عبيد زاكانى ص د - ز آورده . ( 5 ) - تذكرة الشعراء ص 322 ببعد